کسانی که خیال می کنند اینگونه امور شرک است ، در اشتباهند از جهت تمرّد از مولای عالَم و از جهت جهل به قابلیت گِل برای چیزهایی که آتش قابلِ آنها نیست . اگر قبل از إنباءِ اسماء ، قبح مخالفتِ فاحش نبود ، { پس } بعد از آن و بعد از امتحان ، { که} قبح مخالف افحش شد ؛ چرا توبه نکرد ؟!
اگر در زمانی یا از اشخاصی تعمییر مسجدی یا تعمییر مشهدی یا تذهیب قبّه ی ولی خدا ، مقدور نبود و نشد ، دلیل عدم عبادیت و بدعت آن نیست .
اگر دول کفر تشخیص دادند که شرط وصول به مقاصد خبیثه جمع بین دین – یعنی دین مجعول باطل – و قدرت با سیف ، محرّم است ، لازمه ی آن همان است که دیده شد. و از این جهت است که اقبال مردم به حج بیت الله و زیارت مشاهد مقدسه ی اوصیاء و اولیاء و انبیاء – صلوات الله علیهم اجمعین – و توسل به آنها موجب کرامات متواتره ی قطعیه شده و می شود ؛ چون وساطت در فیوضات ثابت است و این واقعیت ، معلوم اهل تقوا است .
کسانی که می گویند کتاب ، کافی است مثل کسانی که می گویند عترت ، کافی است ، هر دو گمراه هستند ؛ بلکه اولی کتابی نیست و دومی عترتی نیست ؛ {زیرا} متلازمین مثل شیءِ واحد می باشد .
آیا کتاب ، کافی است ؟! {در حالی که } در کتاب است : الیوم اکملت لکم دینکم و در کتاب است : إنما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکوه و هم راکعون و : کونوا مع الصادقین ؛ و إلی ماشاء الله از آیات وارده در ارجاع به عترت .
و همجنین عترت از کتاب جدا نیست « قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم : سألت الله أن لایفرق بینهما – یعنی الثقلین – حتّی یردا علیَّ الحوض ، فاستجاب لی » و این دلیل وجود غائب – عجل الله تعالی فرجه – است و گرنه تفرقه ی بین کتاب و عترت حاصل می شد و نیز فرموده اند « ما خالف کتاب الله لم نقله »
نهج البلاغه – که فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق است – مهجور جاهل هاست ، برای حق گویی در خطبه ی شقشقیه و امثال آن !
لاجعلنا الله من اهل الکذب و الإفتراء ! و وفّقنا الله بملازمه الثقلین الموروثین فی الدنیا و الآخره و فی أمور الدنیا و الآخره ، أعنی الکتاب و العتره الطّاهره و جزی الله من سعی فی تعمیر المساجد و المشاهد المشرفه سیما قبّه فاطمه المعصومه الطاهره بنت موسی بن جعفر – سلام الله علیهم – خیرا یلیق بفضله ، إنّه جواد کریم بحق محمد و اله الطاهرین – صلوات الله علیهم أجمعین -