تبليغاتX



2- استقرار مراسم حج در ذي حجّه - سال دهم هجري قمري

از احاديث و روايات متعدد، به دست مي آيد كه انجام مراسم حج براي نخستين بار،از سوي حضرت آدم(ع) واقع گرديد و حج او،پس از پذيرفته شدن توبه اش بود و او ، در ماه ذي حجّه الحرام،اين عمل عبادي را به جاي آورد.(1)

در زمان حضرت ابراهيم(ع) و فرزندش حضرت اسماعيل(ع)، كه آن دو به امر پروردگار متعال، خانه خدا را تجديد بنا نموده بودند،در ايام ذي حجّه مراسم حج را به جاي آوردند (2) و اين سنّت الهي درميان او لاد واحفاد حضرت اسماعيل(ع)تا صد هاسال بر قرار بود، تا اينكه مردم جزيرةالعرب به تدريج به كفر و شرك روي آورد و خانه خدا را بت كده خويش قرار دادند، ولي مراسم حج را به خاطر افتخار و مزيت خويش نگه داشتند.

آنان به دلايل شخصي و عدم شكيبايي در سه ماه حرام متوالي[ذي قعده، ذي حجّه و محرم]براي قتل، غارت و تجاوز به همديگر(3)، يا به انگيزه اقليمي و او ضاع جوّي جهت نگه داشتن ايام حج در يك مقطع خاص از سال شمسي(4)، اقدام به جابجايي ماه هاي حرام كردند و قرآن مجيد با اشاره به كردار آنان، عملشان را مورد انتقاد و سرزنش قرارداد.

در قرآن كريم، در اين باره آمده است:اِنّمَا النَّسيي زيادَةُفي الكُفرِ يضَّلُ بِهِ اِلذّينَ كَفَرُوا يحِلُونَهُ عاماً وَ يحَّرِمُونَهُ عاماً، لِيوطِئُوا عِدََّةَ ما حَرَّمَ اللهُ فَيحِلُوا ما حَرَّمَ اللهُ زُينَ لَهُم سُوُء اَعمالِهِم. (5)

يعني همانا فراموشي دركفر[عصرجاهليت]، بسيار بود كه بدان جهت گمراه مي شدند آناني كه كفر ورزيده بود ند، به طوري كه [ ماه حرام را ] در سالي حلال و در سال ديگر حرام مي شمردند،تا پاي مال كنند شمار آنچه را كه خداوندمتعال حرام كرده است. پس حلال مي شمردند آن [ ماهايي] را كه خداوند حرام كرده بود. [ بدين ترتيب] كردار زشتشان بر آنان آراسته مي گرديد.

به هر روي، عرب هاي جزيرة العرب براي گريز از حرمت ما هاي حرام، ترفند هاي گوناگوني به كار بستند.آنان بنا بر قولي، ماه هايي ذي قعده و ذي حجّه را ماه هاي حرام مي شمردند و سپس ماه محرم را حلال اعلام كرده و ماه صفر را به جاي آن حرام مي شمردند؛ تا اين كه هم حرمت سه ماه را نگه داشته و هم به مدت يك ماه در ميان آنها، فرصت جنگ و جدال و غارت داشته باشند.

بنا بر قولي ديگر،آنان در هر دو سال يك ماه راحرام مي شمرده ودوماه ديگر راحلال مي دانستند.مثلاً دو سال پشت سر هم ماه ذي قعده و دو سال پشت سر هم ماه ذي حجّه را و دو سال متوالي ماه محرم را ماه حج قرار مي دادند و بقيه ماه ها را بر خود حلال مي كردند.

بدين گونه ماه هاي حرام و ايام حج را دست خوش هواهاي نفساني خودقرار داده و سنت الهي را تعطيل كردند.

اما با ظهور اسلام و آزاد سازي مكه معظمه به دست تواناي رسول خدا(ص)،از سنت شكني عرب هاجلوگيري شد و ماه حج و زيارت خانه خدابه جاي اصلي اش برگشت.(6)

عرب هاي جزيرة العرب در سال هشتم هجري، حج را در ذي قعده انجام دادند، اما در سال نهم و دهم قمري آن را در ماه ذي حجّه به جاي آوردندو در حجة الوداع،كه رسول خدا(ص) در ذي حجّه سال دهم هجري به زيارت خانه خدارفته بود،همان ماه را براي هميشه، ماه انجام حج واجب قرار داد و در ضمن خطبه اي فرمود:همانا زمان ، به مانند هياتي كه خداوند در آفرينش زمين و آسمان به وجود آورد، به جاي اصلي اش بر مي گردد.به اين صورت كه هر سال دوازده ماه دارد و چهار ماه از آنها حرام است كه سه ماه پشت سر هم [ذي قعده، ذي حجّه و محرم]وچهارمين ماه [رجب] كه ميان جمادي و شعبان قرار گرفته است.(7)

از آن هنگام، مراسم حج، همه ساله در ذي حجّه بر گزار مي گردد.

منابع:

1- بحار الانوار[علامه مجلسي]، ج11،ص 178 و ج 98،ص189

2- همان،ج 21،ص99 و مجمع االبيان[فضل بن حسن طبرسي]،ج2-1،ص 39

3- بحار الانوار، ج9 ، ص79

4- همان ، ج 53 ، ص 39

5- سوره توبه (9) ، آيه 37

6- بحار الانوار ، ج 53 ، ص 39

7- مجمع البيان ، ج 6-5 ، ص 45

 

3- روز ترويه وآغاز مراسم حج تمتّع

هشتم ذي حجه، روز ترويه است و علت نام گذاري اين روز، بدان جهت است كه در مني و عرفات آب وجود ندارد و حاجياني كه قصد وقوف در مني و عرفات را دارند، بايد از مكه معظمه براي خويش آب تهيه كرده و به همراه خود ببرند و چنين حالتي را "ترويه" مي نامند.

اين روز،از روزهاي مهم ذي حجّه است و بر اساس روايتي از امام جعفر صادق(ع)،روزه گرفتن در آن، كفاره شصت سال آدمي است.(1)

در اين روز حاجيان خانه خدا، مراسم حج تمتع و حج اكبر را آغاز مي كنند.

اعمال حج عبارتند از:

1- محرم شدن.

يعني پوشيدن لباس ويژه احرام و نيت حج نمودن.بهترين زمان محرم شدن، روز هشتم ذي حجّه است كه در مكه معظمه انجام مي گيرد كه اگر در مسجد الحرام با شد، افضل خواهد بود.

2- وقوف در عرفات .

يعني حضور در عرفات، از ظهر روز نهم ذي حجّه تا غروب شرعي.

3- وقوف در مشعر.

يعني بيتوته درمشعرالحرام ، واقع در مزدلفه، از شب دهم ذي حجّه تا طلوع فجر روز دهم.

4- انجام واجبات مني در روز دهم ذي حجّه.

واجبات مني عبارتند از: رمي جمره عقبه،قرباني كردن حيوان حلال گوشت[گوسفند، گاو و شتر]، حلق و تقصير[تراشيدن و كوتاه كردن موي سر]

5- اعمال واجب مكه.

پس از بازگشت از عر فات و مني،به مكه معظمه، چند عمل را بايد در آن انجام دهد: طواف واجب خانه خدا، خواندن دو ركعت نماز طواف و سعي بين صفاو مروه.

6- طواف نساء.

7- خواندن دو ركعت نماز طواف نساء، در پشت مقام ابراهيم(ع).

8- بيتوته در مني، در شب هاي يازدهم ودوازدهم ذي حجّه.

9- رمي جمرات سه گانه[جمرةالاولي،جمرةالوسطي و جمرةالعقبه] در روزهاي يازدهم و دوازدهم ذي حجّه.

شايان ذكر است كه علاوه بر واجبات حج كه اختصاراً بيان گرديد، مستحبات و ادعيه فراواني نيز وارد شده اند كه به خاطر رعايت اختصار ، از ذكر آنها صرف نظر كرديم.هم چنين مسايل فرعي فقهي فراواني درباره حجّ تمتع وجود دارد و برخي از اعمال [اعم از واجب ومستحب] ميان زن و مرد حج گذار تفاوت هايي است ،كه تمامي آنها در مناسك حج فقهاي عظام به طور تفصيلي بيان شده است .

طالبين را براي فرعيات فقهي و احكام شرعي حج ، به رساله هاي عمليه و مناسك حج مراجع تقليد شيعيان و براي ادعيه و مناجات ايام حج، به كتاب

"الاقبال"سيد بن طاووس، "المراقبات"ميرزا جوادملكي تبريزي و ديگر كتب ادعيه ارجاع مي دهيم .اللهم ارزقنا حجّ بيتك الحرام ، في عامي هذا و كلّ

عام ما ابقيتني ...

منبع:

1- الاقبال بالاعمال الحسنة[سيد بن طاووس]،ج2 ،ص49

 

4- خروج امام حسين (ع) از مكه معظمه - سال 60 هجري قمري

پس از آن كه امام حسين(ع) با در خواست مكرر استاندار مدينه مبني بر بيعت با يزيد بن معاويه رو برو گرديدو بنا چار از اين شهر خارج و وارد مكه معظمه شد، به مدت چهار ماه و چند روز در جوارخانه امن الهي اقامت گزيد و در اين مدت با دعوت مسلمانان مبارز برخي از مناطق اسلامي،به ويژه شيعيان كوفه مواجه شد و براي پاسخ گويي به درخواست آنان،پسرعمويش مسلم بن عقيل(ع) را جهت هماهنگي انقلابيون و زمينه سازي نهضت بزرگ، به كوفه ارسال نمود و چون مسلم بن عقيل با استقبال شايان مردم كوفه مواجه شد، براي آن حضرت نامه اي فرستاد و او را براي رفتن به شهر كوفه دعوت كرد.

امام حسين(ع) تصميم داشت كه پس ازپايان مراسم حج، به سوي كوفه رهسپار شود،ولي به وي خبر داده شد كه يزيد بن معاويه،تعدادي از مزدوران خود به فر ماندهي عمروبن سعيدبن عاص را به بهانه حضور در مراسم حج، به مكه فرستاد تا در هنگام مراسم حج،امام حسين(ع) را دستگير كرده و به نزد يزيد در شام بفرستد ويا اينكه ناجوانمردانه وي را در هنگام عبادت ترور كرده وبه شهادت برساند.

امام حسين(ع) براي خنثي كردن توطئه هاي دشمن حيله گر،ناچار شد در تصميم خويش تجديد نظر كند. بدين جهت حج خود را تبديل به عمره كرد و پس از پايان أعمال عمره،از حالت احرام بيرون آمد و در هشتم ذي حجّه،يعني دو روز پيش از عيد سعيد قربان،از مكه عازم كوفه گرديد.(1)

يزيد بن معاويه از يك سو جاسوسان و مزدوران خويش را براي دستگيري ويا كشتن آن حضرت به مكه اعزام كرد و از سوي ديگر با واسطه قرار دادن افراد موجّه و سر شناس، مانع خروج آن حضرت از مكه مي گرديد.

وي،نامه اي براي عبدالله بن عباس فرستاد و از او درخواست كرد كه مانع قيام امام حسين(ع) شده و او را به سكوت و آرامش دعوت كند، در غير اين صورت،بدون در نظر گرفتن ملاحظات خويشاوندي بااو برخورد خشن خواهد كرد. عبدالله بن عباس به نزد امام حسين(ع) رفت و او را به ماندن در مكه و خويشتن داري دعوت كرد،ولي آن حضرت،اعتنايي به مصلحت انديشي هاي وي نكرد و بر تصميم خود تأكيد نمود(2)

غير از عبدالله بن عباس،افرادي ديگر چون محمدبن حنفيه،عبدالله بن عمر وعبدالله بن جعفر نيز آن حضرت را از قيام بر ضد يزيد و رفتن به سوي عراق بر حذر نمودند.تنها عبدالله بن زبير وي را تشويق به رفتن ميكرد، تا زمينه را براي خود نمايي وي فراهم شود. چون با وجود ابا عبدالله الحسين(ع) در مكه معظمه،كسي اعتنايي به عبدالله بن زبير نمي كرد.

ولي امام حسين(ع) بدون توجه به توصيه و تشويق ديگران(ع)،تصميم خود را گرفته بود و بر اساس آن،به همراه خانواده و ياران وهمراهان خويش از مكه خارج شد و به سوي عراق رهسپار گرديد.(3)

يحيي بن سعيد از جانب برادرش عمرو بن سعيد،مأموريت يافت كه آن حضرت را از حركت به سوي كوفه باز دارد و وي را به مكه برگرداند.

ولي تلاش و اصرار وي نيز بي فايده بودوامام حسين(ع)بدون اعتنا به تهديدات او به حركت خويش ادامه مي داد.

آن حضرت،از مكه تا توقف درسرزمين كربلا، چند منرل را طي كرد كه برخي از آنهابدين نام مي باشند:تنعيم، ذات عرق، حاجز، زرود،ثعلبيه، زباله، بطن عقبه، شراف، عذيب هجانات، قصر بني مقاتل و كربلا.

سفر آن حضرت از مكه معظّمه به سر زمين كربلا حدود بيست و پنج روزادامه يافت و در روز دوم محرّم سال 61 قمري،با اصرار حرّبن يزيد، فرمانده لشكر عبدالله بن زياد وارد سرزمين كربلا شد و در آنجا خيمه هاي خويش را بر پا نمود.(4)

منابع:

1- الإرشاد[شيخ مفيد]، ص414

2- ترچمةالحسين و مقتله[محمد بن سعد بصري]،ص 59

3- الفتوح[ابن اعثم كوفي ]، ص837 و ص867

4- نك:الارشاد، ص414؛ الفتوح، ص871 و منتهي الامال[شيخ عباس قمي]، ج1 ، ص320

 

5- وارد كردن امام موسي كاظم(ع) به زندان بصره - سال 179 هجري قمري

امام موسي بن جعفر(ع) معروف به {كاظم} هفتمين امام شيعيان است و در ايام امامتش با حكومت هاي منصور دوانقي، مهدي عباسي و هارون الرشيد، كه همگي از سلسله بني عباس بودند معاصر بود و از تمامي آنان، سختي ها،رنج هاوبي مهري هاي فراواني متحمل شدو چندين بار از سوي آنان به بغداد فرا خوانده شد و در حبس آنان قرار گرفت و تنها در دوره هارون الرشيد به مدت چهار سال زنداني بود.

هارون در آخرين ماه هاي سال 179 قمري، جهت استحكام خلافت عباسيان و اخذ بيعت و زمينه سازي لازم براي وليعهدي فرزندانش ،عازم مراسم حج گرديد و به علما، سادات، اعيان و اشراف سراسر عالم اسلام نامه هايي نوشت و آنان را براي حضور در مكه معظمه و بيعت با وليعهدي فرزندانش فرا خواند.

او پيش از ورود به مكه معظمه وارد مدينه منوره گرديدو چند مدتي را درآن اقامت نمود و براي دستگيري امام موسي بن جعفر(ع)، انديشه كرد وبا دولت مردان وقت، از جمله يحيي بن خالد برمكي مشورت نمود و سر انجام به دستگيري اش تصميم گرفت. زيراآن حضرت را مزاحم خواسته ها وأميال شيطاني خويش مي دانست و به هر طريقي مي خواست وي را از سر راه خود بر دارد.

بدين جهت روزي كه امام موسي كاظم(ع) در كنار قبر مطهر جدش رسول اكرم(ص) مشغول نماز و نيايش بود مأموران خليفه وارد مسجد شده و آن حضرت را دستگير و ظالمانه از مسجد خارج كردند. امام موسي كاظم(ع) هنگامي كه با زورگويي و بي نزاكتي مأموران هارون رو برو گرديد، متوجه قبر شريف پيامبر(ص) شد وبه شكوه پرداخت و گفت: اي رسول خدا(ص)!از امّت بدكردار تو،آنچه به اهل بيتت مي رسد،به تو شكايت مي كنم.

مردم كه از مظلوميت آن حضرت و زور گويي مأموران هارون به شدت ناراحت وعصباني شده بودند،با صداي بلند گريستند و آن حضرت را تا مقداري از راه همراهي كردند.

هارون الرشييد دستور داد آن حضرت را در غل و زنجير كرده و سوار بر محملي نمايند و از مدينه به عراق تبعيدش كنند.

وي براي رد گم كردن مردم و گريز از اعتراضات احتمالي آنان، دو محمل ترتيب داد،يكي را به سوي بغداد وديگري را به سوي بصره حركت داد و كسي جز مأموران وي نمي دانستند كه حضرت در كدام كجاوه است.ولي آن حضرت در كجاوه اي بود كه به سوي بصره حركت كرده بودند.آنان پس از چندين روز راه پيمايي در روز هفتم ذي حجّه وارد بصره شدند و آن حضرت را به عيسي بن جعفر بن منصور دوانقي، پسر عموي هارون و عامل وي در بصره تسليم نمودند.

عيسي بن جعفر، آن حضرت را در يكي از حجره هايي خانه خود زنداني كرد و به مدت يكسال در آن زندان،آن حضرت را نگه داشت، و سپس آن حضرت را به بغداد فرستاد.(1)

منابع:

1- الارشاد [شيخ مفيد] ، ص579؛ منتهي الآمال [شيخ عباس قمي]، ج2، ص212

وقايع الايام [شيخ عباس قمي]ص 111

 

6- واقعه فخّ و شهادت حسين بن علي بن حسن - سال 169 هجري قمري

"فخّ" مكاني در بين راه مكه معظمه و مدينه منوره است كه فاصله اش با مكه در حدود يك فر سنگ مي باشد. در اين مكان رويدادي عظيمي شبيه واقعه كربلا به وقوع پيوست. همان طور كه در سيزده ذي قعده بيان كرديم حسين بن علي بن حسن مثلث بن حسن مثني بن امام حسن مجتبي(ع)در عصر خلافت موسي بن مهدي، معروف به هادي عباسي در مدينه منوره قيام كرد و اين شهر مقدس را از سيطره عباسيان بيرون آورد و به مدت دوازده روز در آن به ساماندهي حكومت و اجراي امور مردم پرداخت و با نزديك شدن ايام حج، "درباس خزاعي" را جانشين خود در مدينه نمود و به همراه ساير علويان و پيروان خود عازم مكه معظمه گرديد و بسياري از شيعيان و بردگان مكه معظمه به خاطر رهايي ازظلم وجور عباسيان به استقبال وي شتافته ودرزمره يارانش قرار گرفتند. خبر قيام وي در مدينه و آزاد سازي اين شهر و هجوم علويان به سوي مكه معظمه به اطلاع هادي عباسي[چهارمين خليفه عباسيان]رسيد و با توجه به نزديك شدن ايام حج و احتمال پيوستن حاجيان و ساير مخالفان بني عباس به علويان در حين مراسم حج، هادي را شگفت زده و سراسيمه كرد و بدين جهت در اسرع وقت لشكري بزرگ به فرماندهي محمد بن سليمان عباسي به سوي مكه گسيل داشت. دو سپاه در روز ترويه[هشتم ذي حجّه] سال169 قمري در يك فرسنگي مكه معظمه در مكاني به نام "فخ"در برابر يكديگر قرار گرفتند و پس از ردو بدل كردن پيام ها و عدم دست يابي به نتيجه مطلوب، متوسل به حركت نظامي و رزمي شدو با شدت تمام به نبرد پرداختند.ياران حسن بن علي،تنها هفتصد نفر،ولي سپاهيان عباسي چندين برابر آنان بودند و بدين جهت، پس از مبارزه اي سخت و توان فرسا، انقلا بيون مدينه با شكست و اضمحلال مواجه شدند و بسياري از آنان از جمله خود حسين بن علي و برخي از سادات حسني مانند سليمان بن عبدالله محض و عبدالله بن اسحاق بن ابراهيم بن حسن مثني،در اين نبرد نا برابر كشته شد و تعدادي نيز زخمي و به همراه ساير بازماندگانشان اسير گرديدند. سپاهيان عباسي سر هاي شهدا را با اسيران و بازماندگان شهدا به نزدهادي عباسي در بغداد فرستادند و او دستور داد تا تمامي اسيران را گردن زدند.ازآن سو، پس از شكست علويان، عمر بن عبدالعزيزبن عبيدالله بن عبدالله بن عمربن خطاب،عامل هادي عباسي پس از فرار از مدينه،دوباره به اين شهر برگشت و انتقام سختي از علويان و مبارزان گرفت و خانه هاي بسياري از آنان را به آتش كشيد و اموالشان را غارت كرد.شايان ذكر است كه پيامبر اكرم(ص)و امام جعفر صادق(ع) رويداد مهم فخ را پيش گويي كرده و پيشاپيش در سرزمين فخ،براي حسين بن علي و ساير شهيدان اين واقعه دل نگراني نمودند.اين واقعه در عصر امامت امام موسي كاظم(ع) به وقوع پيوست و آن حضرت گرچه به صورت آشكار در آن حضور نيافت و رهبري آن را بر عهده نگرفت، وليكن آن را تأييد و از باطن آنان را رهبري و راهنمايي مي نمود.(1)

منابع:

1- منتهي الآمال [شيخ عباس قمي] ،ج1،ص 261 ؛الكنيو الأ لقاب[شيخ عباس قمي]،ج2، ص319؛ تاريخ امراءالمدينه المنوره[عارف احمد عبد الغني]،ص142 ؛تاريخ ابن خلدون،ج2 ،ص335؛ الكامل في التاريخ [ابن اثير شيباني]،ج6،

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388;ساعت 14:37;  توسط خادم الحسین ع;  |