روزه از ابعاد مادى و معنوى ، جسمى و روحى داراى فوايد فراوانى است.روزه در سلامت بدن و پاكسازى آن از انواع غذاها كه موجب انواع بيمارى ها مي باشد ، اثرات فوق العاده اى دارد.روزه هم جسم و هم روح را پالايش مى كند . اگر در روزه دارى به تمامى جهات توجه داشته باشيم در پايان ايام روزه دارى ، روح و جسمى تزكيه شده خواهيم داشت.
پيامبر اكرم (ص) و روزه
پيامبر خدا (ص) فرمود : المعدة بيت كل داء ، والحمئة رأس كل دواء معده مركز و خانه هر دردى است و پرهيز و اجتناب از غذاهاي نامناسب و زياد خوردن اساس و رأس هر داروى شفا بخش است.
و نيز ايشان در جايى ديگر مى فرمايد : صوموا تصحوا ، و سافروا تستغنوا.
روزه بگيريد تا صحت و سلامتى خويش را تضمين كنيد و سفر نماييد تا مالدار شويد ، زيرا مسافرت و حمل كالاي تجارتى از شهرى به شهرى يا از كشورى به كشور ديگر ، باعث رفع نيازمندى هاى جامعه و عمران كشورها مى گردد.
حضرت رسول در روايت ديگرى مى فرمايد : لكل شيء زكاة و زكاة الابدان الصيام .
براي هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.
حضرت على (ع) و روزه
امام در قسمتى از يكى از خطبه ها مى فرمايد : و مجاهدة الصيام فى الايام المفروضات ، تسكينا لاطرافهم و تخشيعا لابصارهم ، و تذليلا لنفوسهم و تخفيفا لقلوبهم ، و اذهابا للخيلاء عنهم و لما فى ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا و التصاق كرائم الجوارح بالارض تصاغرا و لحوق البطون بالمتون من الصيام تذللا.
با روزه گرفتنهاى دشوار ، در روزهايى كه واجب است ، اندامهايشان با اين كار آرام مى گيرد و ديده هايشان خاشع و جانهايشان خوار مى گردد و دلهايشان سبك مى شود و خودبينى از ايشان به وسيله اين عبادتها زدوده مى گردد.
و با گزاردن چهره هاى شاداب با تواضع بر خاك و با نهادن مواضع سجده بر زمين خود را در مقابل خدا خرد مى نمايند و اينكه با روزه دارى شكمها به پشت مى رسند
روزه براى آزمايش اخلاص
حضرت (على (ع) در جاى ديگرى مى فرمايد: والصيام ابتلاء لاخلاص الخلق
روزه براى آزمايش نمودن اخلاص مردم است .
يكى از دلايل وجوب روزه براى مردم ، آزمايش اخلاص مردم است . چرا كه روزه در ايجاد اخلاص عمل بسيار مؤثر است.
روزه سپر در مقابل عذاب الهي
حضرت در قسمتى ديگر از نهج البلاغه مى فرمايد : صوم شهر رمضان فانه جنة من العقاب.
در اين بحث امام يكي از دلايل وجوب روزه ماه رمضان را ، سپر و مانع در مقابل عقاب الهى دانسته اند. يعنى روزه موجب غفران و آمرزش گناهان است .
امام رضا (ع) و روزه
وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مى پرسند ، مى فرمايد : همانا مردم مأمور به روزه گرفتن شدند تا درد و ناگواريهاى گرسنگى و تشنگى را دريابند و آنگاه استدلال كنند بر سختيهاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت كه پيامبر اكرم (ص) در خطبه شعبانيه فرمود :
( واذكروا بجوعكم و عطشكم جوع يوم القيمة و عطشة .)
به وسيله گرسنگي و تشنگى از روزه داريتان ، گرسنگيها و تشنگيهاى روز قيامت را به ياد آوريد ، كه اين يادآوري انسان را به فكر تدارك براى قيامت مى اندازد تا جد و جهد بيشترى در كسب رضاى خدا بنمايد . (7)
امام رضا (ع) در جايى ديگر درباره فلسفه روزه اين چنين مى فرمايد :
علت روزه براى درك درد گرسنگى و تشنگى است تا بنده ، ذليل ، متضرع و صابر باشد . همچنين در روزه انكسار و شكستگى شهوات وجود دارد .
آرى روزه از افضل طاعات است . شريعت و احكام الهى تعديل شهوات و در دست گرفتن مهار آنها ، را توسط روزه ميسر ساخته و براى تزكيه و طهارت نفس و تصفيه از اخلاقيات رذيله آن را واجب نموده است .
البته مقصود از روزه دارى تنها امساك از خوردن و آشاميدن نيست بلكه غرض نهايى كف نفس مى باشد . همانطور كه رسول گرامى اسلام( ص ) فرمودند :
روزه براى هر فرد سپرى است ؛ چرا كه روزه دار ، سخن زشت نگويد و كارهاى بيهوده انجام ندهد.
پس روزه انسان را از انحرافات و لغزشها و از دشمنانى بزرگ چون شيطان نفس ، رهايى مى دهد. و اگر روزه دار، به چنين مراتبى نرسد، فقط گرسنگى و تشنگى را درك نموده و اين پايين ترين درجه روزه دارى مى باشد.
علت روزه از زبان امام صادق عليه السلام
اِنَّما فَرَضَ اللهُ الصِّيامَ لِيستَوِي بِهِ الغَنِّي وَ الفَقيرُ، وَ ذلِكَ أَنَّ الغَنَِّي لَم يكُن لِيجِدَ مَسَّ الجُوعِ فَيرحَمَ الفَقيرَ لاَِنَّ الغَنِّي كُلَّما أَرادَ شَيئاً قَدَرَ عَليهِ، فَاَرادَ اللهُ تَعالي اَن يسَتَّوي بَينَ خَلقِهِ وَ اَن يُذيقَ الغَنِّي مَسَّ الجُوعِ وَلألَمِ لِيرِقَ عَلَي الضَّعيفِ وَ يرحَمَ الجائِعَ.
امام صادق عليه السلام مي فرمايد:
خداوند روزه را بدين جهت واجب كرد كه بين غني و فقير تساوي برقرار شود، چون غني و بي نياز گرسنگي را نمي فهمد تا بر فقير رحم كند، چون غني هر چه بخواهد برآن قدرت دارد و لذا خداوند متعال خواست تا بين خلقش تساوي برقرار كند و اثر و درد گرسنگي را به شخص غني بچشاند تا بر ضعيف رقت كند و بر گرسنه رحم نمايد. و چه نيكو توجه خداوند متعال به بندگانش از اين حديث ظاهر مي شود كه حتي روزه �» مطرح است ولى بطور يقين، غير از انسانهاى كامل و مؤمن�%��D9�ا از محروميت به در آيند و اين بالاترين وظيفه براي اشخاص قدرتمند است كه فكر ضعفا و محرومين جامعه باشند.
همه اشخاص نمي توانند قدرتمند باشند و طبيعي است كه در هر اجتماعي عده اي داراي قدرت و ديگران فاقد آن هستند، بر قدرتمندان است كه به حال ديگران هم بينديشند و در فكر رفع محروميت ها و جبران ضعف هاي آنان نيز باشند.
روزه درمانى در كلام امام على (ع)
روزه تشريع و اختراع بزرگ خداوند است و قدمت طولانى دارد . از تورات و انجيل فعلى برمىآيد كه روزه، در ميان يهود ونصارى و ملل ديگر مرسوم و معمول بوده است .
خود حضرت موسى (ع) چهل روز روزه داشته است . همچنين از انجيل برمىآيد كه خود حضرت مسيح هم چهل روز روزه داشته است . پس روزه و رمضان، دو برادر كلانسال هستند در ميان بشريت و از آوازه بلندى برخوردارند .
روزه اثرات فردى، اجتماعى، تربيتى، بهداشتى و درمانى زيادى را در جوامع بشرى ببار آورد و ببار مىآورد و اثرات مادى و معنوى فراوانى را در وجود انسان مىگذارد .
پيامبر اسلام (ص) در حديثبسيار معروفى مىفرمايد: «صوموا تصحوا .» روزه بگيريد تا سالم شويد .
خوشبختانه بعد از گذشتحدود هزار و چهار صد سال، تازه دنيا دارد بر سر عقل مىآيد و بحث «روزه درمانى» را مطرح مىكند، هرچند هر كس نمىتواند به عمق و فلسفه روزه، بطور دقيق پى ببرد .
امروزه در بحثهاى روانشناسى، بحث «فراروان» مطرح است ولى بطور يقين، غير از انسانهاى كامل و مؤمنين واقعى، كسى نمىتواند اين كلام حضرت امير (ع) را درك كند كه فرمود:
«صوم النفس امساك الحواس الخمس عن المآثم و خلو القلب من جميع اسباب الشر» روزه جان يعنى چه؟ و چه كسى مىتواند آن را درك و سپس عمل بكند؟ !
به هر حال ، در اين نوشتار كوتاه سعى شده به اين پرسش پاسخ دهيم كه:
آيا روزه اثرات درمانى دارد يا خير و گستره آن تا كجاست؟
تعريف، اهميت و ضرورت
در فرهنگ قرآن، از روزه به «صوم» تعبير شده است . صوم در لغتبه معناى برخاستن استبىآنكه بعد از آن كارى شود .
نزد بعضى صوم به معناى نگاه داشتن است . هر يك از دو معنا مناسبت دارد با معناى شرعى و آن نگاه داشتن خود استبر وجه شرع در روز از آنچه در شرع او را مفطر خوانند با نيت .
در جاى ديگر آمده: صوم به معناى روزه . همچنين است صيام .
اصل آن امساك از مطلق فعل است، خوردن باشد، يا گفتن، يا رفتن .
صوم اسلامى امساك مخصوصى است از طعام و چيزهاى ديگر كه از طلوع فجر شروع شده و با رسيدن شب به پايان مىرسد .
در التبيان از صوم چنين تعريف شده است:
«الصوم فى الشرع هو الامساك عن اشياء مخصوصة على وجه مخصوص ممن هو على صفات مخصوصة و من شرط انعقاد النية .»
روزه در شرع، عبارت است از: 1 - خوددارى كردن از خوردن اشياء خاص و ويژه، 2 - بر وجه مخصوص، 3 - از كسانى كه داراى خصوصيات ويژه هستند، 4 - به شرط بستن نيت .
به هر تقدير در رساله عمليه آمده:
روزه آن است كه انسان براى اطاعت فرمان خدا، از اذان صبح تا مغرب، از چيزهايى كه روزه را باطل مىكند خوددارى نمايد .
اهميت
اهميت روزه آنقدر زياد است كه با زندگى و زنده ماندن انسان عجين است . روزه زبالهها و مواد اضافى و جذب نشده بدن را مىسوزاند، و در واقع بدن را «خانه تكانى» مىكند .
انواع روزه
روزه به عبارات مختلف، تقسيمات مختلفى را به خود اختصاص مىدهد .
تقسيمات روزه در فقه عبارت است از:
1 - روزه واجب، 2 - روزه حرام، 3 - روزه مستحب، 4 - روزه مكروه .
روزههاى واجب عبارتند از:
1 - روزه ماه رمضان، 2 - روزه قضاء ماه رمضان، 3 - روزه كفاره، 4 - روزه قضاى پدر [يا مادر] بر پسر بزرگتر، 5 - روزههاى نذر و عهد، 6 - روزههاى استيجارى .
روزههاى حرام عبارتند از:
1 - عيد فطر (اول شوال)، 2 - عيد قربان (دهم ماه ذى الحجة)، 3 - روزههاى ضررى، 4 - روزههاى مستحبى زن و فرزند اگر حق شوهر از بين برود و باعث اذيت پدر و مادر شود جايز نيست .
روزههاى حرام ديگر نيز هست كه در كتابهاى مفصل گفته شده است .
روزههاى مكروه عبارتند از:
1 - روزه روز عاشورا، 2 - روزى كه انسان شك دارد روز عرفه استيا روز عيد قربان، 3 - روزه ميهمان بدون اجازه ميزبان .
روزههاى مستحب
روزه تمام روزهاى سال، غير از روزهاى حرام و مكروه كه در بالا بيان گشت، مستحب است، ولى بعضى از روزها تاكيد بيشترى دارد . كه براى توضيح بيشتر به رساله عمليه، به همين بخش مراجعه نمائيد .
تقسيم روزه به اعتبار ديگر:
اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايند:
«صيام القلب عن الفكر فى الآثام افضل من صيام البطن عن الطعام»
روزه دل از [براى] انديشه در [ترك] گناهان، بهتر از روزه شكم است از غذا خوردن و آشاميدن .
در اين حديثشريف به دو نوع روزه اشاره شد:
1 - روزه جان .
2 - روزه جسم .
روزه جسم مرحله نازله روزه است و گستره آن محدود به زمان خاص مىباشد . روزه جسم و شكم آسان است و هر كس با اراده اندك مىتواند از عهده آن برآيد .
نخوردن و نياشاميدن چند ساعت، چيزى نيست كه براى يك انسان متدين مشكل ساز باشد . انسان توانايى دارد چندين روز، چيزى نخورد و نياشامد و در عين حال زنده و سالم بماند .
آنچه مهم است، روزه جان است كه دامنه بسيار گسترده دارد و در عين حال بسيار سخت و دشوار است . چيزى نيست كه هر كس بتواند به آسانى بدان دسترسى پيدا كند و يا به صرف دستيازيدن به روزه جسم و شكم، بتواند بدان دستيابد .
ملازمهاى بين روزه جسم و روزه جان وجود ندارد . روزه جسم و شكم، تنها مىتواند مقدمهاى براى رسيدن به مرحله روزه جان باشد . رفع و دفع از خطورات ذهنى، خيالات، شبهات، انگيزهها و غرضها، شهوات عملى و . . . ، چيزى نيست كه به صرف روزه جسم بدست آيد .
در مرحله روزه دل، تمام اعضا و جوارح انسان روزهدار است .
گوش انسان روزه دارد . چشم و نگاه انسان روزه دارد . زبان انسان روزه دارد . ذهن انسان روزه دارد . نفس كشيدن و نفسها روزه دارند . در خوردن و خوابيدن و در خلوت و جلوت روزه دارند .
در حديثى ديگر، اميرالمؤمنين (ع) مىفرمايند:
«صوم النفس امساك الحواس الخمس عن سائر المآثم و خلو القلب من جميع اسباب الشر» .
روزه جان، خوددارى كردن حواس پنجگانه از باقيمانده گناهان است و خلوت و آسوده ماندن دل از تمام اسباب پليد .
اگر «جان» انسان روزه باشد، حواس پنجگانه، براى هميشه حواسش جمع خواهد بود وبه سوى پليديها و پلشتيها، پا نخواهد نهاد .
اين نماز و روزه و حج و جهاد
هم گواهى دادنست از اعتقاد
على (ع) مىفرمايند:
«صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام» .
روزه جان از خوشيهاى (پست) دنيا سودمندترين روزهها است .
سرچشمه تمام بيماريهاى روانى، شبهات علمى واخورده است و شهوات عملى .
آيا با «سلاحهاى هستهاى» مىتوان آن را مهار كرد؟ بطور يقين جواب اين سؤال منفى است و اگر تمام سلاحهاى گرم و سرد موجود در دنيا را بر سر «شهوات عملى» فرو نشانند، نه تنها شعله آتش آن خاموش نمىشود بلكه آتش آن شعلهورتر خواهد گشت . سرطان پنهانى است كه با هيچ دارويى درمان نيابد .
تنها راه معقول مبارزه با آن، «سير و سلوك علمى و عملى» است و اين بدست نمىآيد مگر از راه دين خداپسند و آن دين خداپسند، دين اسلام است كه داراى شاخ و برگهاى بيشمارى است .
روزه يكى از شاخ و برگهاى دين اسلام است كه در درمان بيماريهاى روانى بسيار نقش آفرين است، همانطوريكه به اعتراف دوست و دشمن، در درمان بيماريهاى «تن» نقش بسزايى دارد .
در بخشى از كتاب «روزه روش نوين براى درمان بيماريها» آمده:
«امساك و روزه اختيارى و منظم، آثار مخصوصى در بدن پديد مىآورد كه بيماريهاى غير قابل علاج از نظر پزشكان را بهبودى مىبخشد . همان بيماريهايى كه اگر تمام داروها و وسايل پزشكى جهان را در اختيار پزشكان قرار دهيد آنها را قابل علاج نمىدانند . »
چرا يك طبيب روسى براساس تجربيات و بدعت، بحث «روزه درمانى» را مطرح كرد و روزه درمانى هم نمود ولى مسلمانان از منابع و مبانى بزرگ اسلامى چنين استفادههايى را نبردند و از غريبهها، سبقت نگرفتند؟ !
آيا از كلام زيباى حضرت امير (ع) «روزه درمانى و درمان هر بيمارى» بدست نمىآيد؟ ! معناى دقيق و عميق اين حديث نورانى چه مىتواند باشد؟ !
«صوم النفس امساك الحواس الخمس عن سائر المآثم و خلو القلب من جميع اسباب الشر» يعنى چه؟
آيا با عمل به اين حديث زيبا تمام بيماريهاى روانى و فراروانى درمان نمىگردد؟ ! آيا در صورت عمل به اينگونه روايات، جوامع انسانى به مدينه فاضله تبديل نمىگردد؟ !
فلسفه روزه
1 - تقويت اراده و ايمان
على (ع) مىفرمايند:
«ان افضل ما توسل به المتوسلون الى الله سبحانه الايمان به و برسوله . . .»
همانا بهترين چيز كه نزديكى خواهان به خداى سبحان بدان توسل مىجويد، ايمان به خدا و پيامبر، و جهاد در راه خداست، كه موجب بلندى كلمه مسلمانى است و يكتا دانستن پروردگار كه مقتضاى فطرت انسانى است; و برپا داشتن نماز كه آن ستون دين است، و دادن حق مستمندان - زكات - كه واجب شرع مبين است . و روزه ماه رمضان كه نگهدارنده از عقاب است - و بازدارنده عذاب (17) ايمان به اينكه روزه ماه رمضان نگهدارنده از عقاب است و بازدارنده عذاب خود باعث تقويت ايمان مىگردد و موجب اميدوارى نسبتبه سرنوشت آينده و چنين كارى ايمان و اراده انسان را قوى مىكند و سرنوشت و آينده انسان را روشن و از هاله ابهام بدر مىآورد .
على (ع) در جاى ديگر مىفرمايند:
«عليكم بصيام شهر رمضان فان صيامه جنة حصينة» .
بر شما باد به روزه ماه رمضان، زيرا روزه اين ماه سپرى است، نگهدارنده از آتش جهنم .
2 - خودسازى
روزه دروازه بزرگ عبادت است . به اين معنا كه خودسازى و مقاومت در انجام عبادات را از روزه بايد شروع نمود .
اميرالمؤمنين در اين زمينه مىفرمايند:
«بندگان خدا; پرهيز از نافرمانى خدا، دوستان او را از در افتادن در حرامهاى او نگهداشته است، و دل آنان را به ترس وى همراه داشته است; چندانكه شبها بيدارشان مىدارد، و روزهاى گرم را با تشنگى بر آنان به سر مىآرد .
آسايش عقبى را با رنج دنيا ب%Dان آزموده گردد .»
اخلاص بايد در آزمايشگاه بزرگ رمضان، كاربرAن پيام خداوند است كه:
«فان مع العسر يسرا، ان مع العسر يسرا» .
به دنبال هر سياهچاله، دو سپيد چشمهاى است .
به دنبال هر تشنگى اى، تشريفات و تشويقاتى است و به دنبال هر گرسنگى و خودسازى، سودى .
اميرالمؤمنين (ع) در اين زمينه به درمانگاه و درمانگران بزرگى اشاره مىكند كه هم مجهز به تمام امكانات درمانى هستند و هم مجهز به درمانگران متخصص .
مىفرمايد: «. . . خمص البطون من الصيام» .
مردمى كه چشمانشان از گريه تباه، شكمهايشان از روزه لاغر، و به پشت چسبيده، لبهايشان از دعا خشك، و پژمرده گرديده، رنگها زرد از شب زنده دارى - بسيار - بر رخسارشان گرد فروتنى پديدار .
مولوى مىگويد:
هست روزه ظاهر، امساك طعام
روزه معنا، توجه دان تمام
اين دهان بستن دهانى باز شد
كه خورنده دانههاى راز شد
جوع مر خاصان حق را دادهاند
تا شود از جوع شير زورمند
به هر تقدير «روزه درمانى» را بيگانگان از اسلام عزيز و روح آيات و روايات ما گرفتهاند، نه اينكه خودشان خلاقيتبه خرج دادهاند و آن را كشف كردهاند .
سعدى گويد:
اندرون از طعام خالى دار
تا در او نور معرفتبينى
تهى از حكمتى بعلت آن
كه پرى از طعام تا بينى
حضرت امير (ع) مىفرمايند:
«والصيام ابتلاء لاخلاص الخلق» .
خداوند روزه را واجب كرد تا اخلاص آفريدگان آزموده گردد .»
اخلاص بايد در آزمايشگاه بزرگ رمضان، كاربردى گردد، نه تنها اخلاص بلكه تمام تئوريهاى دينى و ارزشى را بايد آزمود و در آزمايشگاه بزرگ رمضان و . . . ، كاربردى ساخت .
در جاى ديگر حضرت امير (ع) مىفرمايند:
«و مجاهدة الصيام فى الايام المفروضات، تسكينا لاطرافهم، و تخشيعا لابصارهم . . .» .
و روزه گرفتنهاى دشوار، در روزهايى كه واجب است تا اندامشان بيارامد با اين كار، و ديدههايشان خاشع شود و جانهاشان خوار . و سبك ساختن دلهاى آنان، و بردن خودبينى از ايشان، به فروتنى كه در اين عبادتهاست: از چهرههاى شاداب را به تواضع برخاك سودن، و با چسبانيدن اندامهاى پاكيزه بر زمين، خردى خويش را نمودن، و رسيدن شكمها به پشتبه فروتنى و خوارى به خاطر روزه دارى .»
بيگانگان بىخبر، از روزه دراسلام يا روزهها و امساكهايى كه خود تجويز مىكنند را، فقط ضامن سلامى تن و جسم تنها مىدانند ولى غافل از اينكه روزه در اسلام، بر فراروان هم اثر گذار است و بسيارى از بيماريهاى روانى، فشارهاى عصبى و فشارهاى روانى را مىتوان از طريق روزه درمان كرد . و رازآن از اهداف بزرگ عبادات از جمله روزه، استكبار زدايى يعني اگر انسان به سلامتى جان دست نيابد، تمام هستى خويش را باخته است .
ولى موحدان واقعى، شيعيان و انسانهاى كامل سلامتى تن را مرتبه نازله روزه مىدانند و هدف بلند از روزه، درمان روانهاو فراروان استبلكه برد و گستره روزه در اسلام، الى يوم القيامة ادامه دارد .
3 - استكبار زدايى و استكبار ستيزى
بنيانگذار استكبار، ابليس رجيم است، براى درمان بيمارى استكبار، بايد به ستيز با آن برخاست و از راه جهاد اصغر و بدنبال آن جهاد اكبر، با آن به مبارزه پرداخت .
اين جنگ الى يوم القيامة ادامه خواهد داشت و پايان ندارد وصلح و سازش در آن صورت نه تربيت . در اسلام، هم امر تربيتيك امر بسيار مهم است و هم رخنهها و بسترهاى تربيتى كاملا هموار گشته است; اما از آنجائيكه امرگزيده و دوستانش مىنهاد، لكن خداى سبحان بزرگمنشى را بر آنان ناپسند ديد وفروتنى را پسنديد . پس پيامبران - از روى فروتنى - گونههاى خود را بر زمين چسبانيدند، و چهرههاى خود را به خاك ماليدند، و برابر مؤمنان فروتنى نمودند و خود مردمانى مستضعف بودند . خداىشان به گرسنگى آزمود و به سختى مبتلايشان فرمود، و با ترس و بيمارى امتحانشان كرد و با زير و زبر كردنشان در سختيها، ايمانشان را پديد آورد .»
اهداف همه پيامبران استكبار زدايى و استكبار ستيزى بود از يك طرف و تربيت نيروى انسانى بود از طرف ديگر .
على (ع) در جاى ديگر مىفرمايند، يكى از اهداف بزرگ عبادات از جمله روزه، استكبار زدايى است .
مىفرمايند:
«والتصاق كرائم الجوارث بالارض تصاغرا، و لحوق البطون بالمتون من الصيام تزللا» .
و با چسبانيدن اندامهاى پاكيزه بر زمين خردى خويش را نمودن، و رسيدن شكمها به پشتبه فروتنى به خوارى به خاطر روزهدارى .
به هر تقدير بحث در اين زمينه، دامنه گسترده دارد و در اين نوشتار به سه هدف و فلسفه بزرگ روزه كه همان درمان جسم و جان است اشاره شد كه عبارتند از:
1 - تقويت اراده و ايمان .
2 - خودسازى .
3 - استكبار زدايى و استكبار ستيزى
روزه درمانى در كلام امام على (ع)
انسان زنده استبه تربيت . در اسلام، هم امر تربيتيك امر بسيار مهم است و هم زمينهها و بسترهاى تربيتى كاملا هموار گشته است; اما از آنجائيكه امر تربيتيك امر بسيار ظريف است و همسان گل لطيف، انسانهاى معمولى در اين زمينه چندان موفق نبودهاند; زيرا اولا شناخت و آگاهى كافى در اين امر وجود ندارد و ثانيا شيوه درستى در امر تربيت وجود ندارد . هركس شب خوابيده و صبح بلند شد، يك الگوى تربيتى اختيار مىكند و بدون هيچگونه انعطاف، بر يك مسئله غلط اصرار و پافشارى مىنمايد; غافل از اينكه در قرآن شريف آمده است:
«وقد خلقكم اطوارا»
«در حالى كه شما را در مراحل مختلف آفريده است .»
يعنى روحيات و خصوصيات هيچ كدام از دو انسانى، شبيه و يكسان نيستبنابراين، در امور تربيتى، به تعداد انسانها به شيوه و «استانداردهاى تربيتى ويژهاى» نيازمنديم كه غفلت از آن باعثخسران خواهد شد .
با اين مقدمه، آيا روزه مىتواند در امور تربيتى اثراتى داشته باشد يا خير؟ و يك مربى، والدين و سايرين، چگونه مىتوانند از روزه در امور تربيتى، براى تربيت كودكان، نوجوانان و جوانان كمك بگيرند؟
«از فوايد مهم روزه اين است كه روح انسان را جذب نموده .
از سوژه روزه به اصطلاح «كله گنجشكى» گرفته تا به
به تعبير امام على (ع) «روزه رياضتى استسازنده» كه اثرات تربيتى زيادى را ببار مىآورد .
حضرت امير (ع) در جواب كسى كه دنيا را نكوهش مىكرد فرمودند:
كم عللتبكفيك . و كم مرضتبيدك . . .
«چند كس را با پنجههايت تيمار داشتى؟
و چند بيمار را با دستهايت در بستر گذاشتى؟
بهبود آنان را خواهان شدى، و دردشان را به پزشكان مىنمودى .
بامدادان، كه دارويت آنان را فايدتى نبخشيد و بهبود نداد،
و گريهات آنان را سودى . بيمت آنان را فايدهاى نبخشيد، و . . .» (29)
انسان بايد چنان تربيت گردد كه بتواند با نفس در نفس ديگرى تاثير گذارد .
با گريه و دعا و پرسش آگاهانه، بتواند در بهبود%8زه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم .
طبيبان بايد، طبيب دوار باشند و براى درمان دوستان خويش لحظهاى توقف ننمايند .
همچنين دنيا مدرسه بزرگى است كه بايد عدهاى در آن به تحصيل و تعليم مشغول باشند وعدهاى ديگر به تعلم .
فرهنگ ماه رمضان، كه فرهنگ تعليم و تعلم است، زمينه كاملا هموار استبراى انتقال مطالب تربيتى و دينى و واقعا اگر درك و برداشت درستى از ماه رمضان و فرهنگ رمضان باشد، ماه رمضان، «ماه معجزهها است» و مىتوان به صورت بسيار زيبا و راحت در زمينه تربيتى با بچه و جوانان كار كرد و آنها را جذب نمود .
از سوژه روزه به اصطلاح «كله گنجشكى» گرفته تا به افطاريههاى دست جمعى در مدرسه و شبهاى قدر، همه و همه مىتوانند بسيار تاثير گزار باشند .
اول ماه رمضان كه شد، والدين اخلاقشان محبتآميزتر گردد ; معلمان محبت و لبخندشان صد چندان گردد; همه سختگيريهاى بىمورد از جامعه برچيده شود; بر سر سفرههاى افطارى دست نوازش بر سر كودكان بكشيم; آموزش قرآن را در ماه رمضان جدى بگيريم; شبهاى احياء بچهها را به مساجد يا مصلاى شهر ببريم . . .
دهها نمونه ديگر از «سوژههاى ماه رمضان» كه هر كدام مىتوانند در امر تربيت معجزه آفرينى بكنند .
حضرت امير (ع) مىفرمايند:
«صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن» .
روزه دل، بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم .
آيا اگر بچهها و جوانان اثرات روزه دل و روزه زبان را ببينند با دين اسلام و دينداران ديد مثبت پيدا نمىكنند؟
آيا با صرف بحث تئورى و نظرى و يا شعارهاى پر شعور، مىتوان يك دين و ارزشهاى دينى را براى بچهها و جوانان تبيين كرد؟
بچهها، نوجوانان و جوانان از كجا بفهمند كه دين اسلام، دين جهانى، دين كامل، دين تولى و تبرى، دين ارزشها، اخلاق و . . . است .
بچهها و جوانان، بايد از اثر پى به موثر ببرند . تا زمانى كه نماز، روزه، حج و ساير عبادات و ارزشها، آثار واقعى خود را نشان ندهد و تا زمانى كه نمازگزار، روزه دار و حاجى، در عمل نشان ندهند كه به كعبه دل دسترسى پيدا كردهاند، دل و زبانشان روزهدار است و يا دائم در نمازند; نمىتوانند مربى خوبى براى ديگران باشند .
امام على (ع)، در بحث اسوه پذيرى مىفرمايند:
«ليتاس صغيركم بكبيركم، وليراف كبيركم بصغيركم . . .»
بايد خرد سالتان از كلانسالتان پيروى كند، و كلانسالتان به خردسالتان مهربان باشد . همچون بد خوبان جاهليت مباشيد، كه نه در دين فهمى دارند، و نه شناساى كردگارند - به صورت انسان، و درون پستتر از جانوران - همانند تخمى در گودالى به ريگستان، كه شتر مرغ نهد در آن، اگر بشكنندش گناه است، اگر نهندش، بود كه درونش مارى سياه است .
اگر بلند انديشى و شناخت درستى نسبتبه دين مبين اسلام باشد، سراسر دين برخوردار از «سوژههاى ناب و زيباى» تربيتى است . و به عبارت ديگر ماه رمضان «ماه معجزهها و ماه سوژهها» است و هر كدام از سوژهها مىتواند زمينه خوبى براى رشد و تربيت مذهبى بچهها و جوانان باشد .
ماه رمضان ماه معجزهها و سوژهها است و هر كدام از سوژهها مىتواند به والدين، مربيان و بزرگان كمك كند .
در دميدم جمله را در زير و بم
اگر چه هر وداعى جانسوز و جانكاه است ولى براى مردان خدا، هيچ وداعى جانسوزتر از آن، وداع با رمضان نيست چنانكه واردين شهر صيام و قيام اقسام مختلفى هستند . وداع كنندگان و بيرون شوندگان اغ7) بر مغلوب ساختن شيطان يارى كر�AF:
1 - دستهاى مشتاقانه ماه رمضان را استقبال نموده . . . و با موفقيت آنرا وداع مىنمايند .
2 - دسته ديگر كسانيند كه با ماه رمضان گاهى با احترام برخورد نمودند و گاهى همسان ساير ماهها . . . و لذا از رفتن آن خوشحالى نمايند .
3 - عدهاى كه قلبا از آمدن ماه رمضان ناراضى هستند، ولى چون در ميان مسلمين زندگى مىكنند، از باب «خواهى نشوى رسوا، همرنگ جماعتشو» روزه مىگيرند و لذا ماه رمضان هر چه زودتر تمام گردد خوشحالى بيشترى به آنها دست مىدهد .
4 - طبقهاى هستند كه ماه رمضان را وداع كرده در حالى كه ذرهاى از آن بهرهمند نگشته، و همچون حيوان به خورد و خوراك اشتغال داشتهاند . . .
5 - دستهاى كه براى آنها آمدن و نيامدن ماه رمضان تفاوت ندارد .
روايتشده كه
«حضرت امير (ع) در سه شب نمىخوابيدند:
1 - شب بيست و سوم ماه رمضان
2 - و شب فطر
3 - و شب نيمه شعبان»
شب عيد فطر براى دسته اول از وداع كنندگان، شب شادى و شادمانى است، شبى كه انسان مىداند فردا جايزه بزرگ دريافت
مىدارد . از اين رو، شب عيد فطر براى او شب شكر و شكوفايى است .
زيباترين وداع تاريخ را امام سجاد (ع) با رمضان داشته است كه در تاريخ ثبتشده است .
حضرت در فقرهاى از آن وداع، مىفرمايند:
«درود بر تو همسايهاى كه دلها (بر اثر عبادت) در آن نرم و فروتن گرديد، و گناهان در آن كم شد (آمرزيده شد) . درود بر تو يارى دهندهاى كه (ما را) بر مغلوب ساختن شيطان يارى كرد . . .»
آه سرى هست اينجا بس نهان
كه سوى خضرى شود موسى روان
به اميد روزى كه جوامع انسانى عموما و جوامع شيعى خصوصا بتوانند شناخت درستى به اسلام ناب محمدى (ص) پيدا كنند و سپس شيرينى اين دين را با جان دل، بچشند كه اگر چنين حادثه در سرزمين وجودى انسان رخ دهد آن وقت ما به اسرار دين اسلام، كلام خدا و ائمه (ع) دستخواهيم يافت .
از روح روايات بدست مىآيد كه وداع با ماه رمضان، خيلى براى اولياء خدا سخت و جانكاه است . از لابلاى وداع امام سجاد (ع) با ماه رمضان، سوز و سوگوارى جانسوز موج مىزند . امام على (ع) شب عيد فطر، شب زندهدارى مىكرد و خوابش نمىبرد . اينها همان انسانهاى كاملى هستند كه روزه نفس اختيار كردهاند .
جشن روزه دار و عيد واقعى
در نگاه ژرف انديشان، عيد واقعى روزى است كه انسان خدا را در آن نافرمانى نكند . در همين راستا، حضرت امير (ع) مىفرمايد:
[و قال (ع) فى بعض الاعياد:] انما هو عيد لمن قبل الله صيامه و شكر قيامه، و كل يوم لايعصى الله فيه فهو عيد .
«[و در يكى از عيدها فرمود:] اين عيد كسى است كه خدا روزهاش را پذيرفته و نماز وى را سپاس گفته هر روز كه خدا را در آن نافرمانى نكنند روز عيد است .» از اين روى تمام لحظات عمر انسان كامل و مؤمن واقعى عيد است و در عيد بسر مىبرد . زندگى براى آنها از لذت معنوى برخوردار است و كوچكترين چيز ارزشى را با كل جهان، معامله نمىكنند .
عارفان هر دمى دو عيد كنند
عنكبوتان مگس قديد كنند
ماه رمضان، اول سال [و حساب سال] اهل معرفت و اهل سير و سلوك استبدين معنا كه با آمدن عيد رمضان، بايد يك خانه تكانى اساسى صورت بگيرد . دلها شستشو و ترميم گردند . صله رحم و صلح پايدار بين مؤمنين و مؤمنات برقرار گردد . . .
چون اويس از خويش فانى گشته بود
آن زمينى آسمانى گشته بود
على (ع) مىفرمايند:
انديشهها بايد در آسمان معارف الهى به پرواز بپردازند .
«باريك انديشى خرد خواهد تا به صفات او نرسيده ذات وى را داند، دست قدرتش بازگرداند . چه، پردههاى تاريك غيب را درد، و راه به ساحتخداى بى عيب برد . آنگاه پشيمانى خورد باز گردد و به خردى خود اعتراف كند كه:
«اى مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست»»
به هر تقدير ماه رمضان، ماه «بازگشتبه خدا است .» و ماه پيوند خوردن با اراده خدا و ماه خير خود را در خير اجتماع ديدن است .
باش در روزه شكيبا و مصر
دم بدم قوت خدا را منتظر
ماه رمضان باغى است كه روزه گل آن است . هر كه در اين باغ گل نچيند، سفيهانه زيسته است و بى جهتسيلى، زير گوش گل زده است .
براى انسان كامل و مؤمنان واقعى، لحظه لحظههاى زندگى عيد است و پرتوى از زيبايى حق; بويژه آنجائيكه انسان بر سر سفره خدانشيند .
ولى روزه داران واقعى يك عيد ويژهاى هم دارند كه به عيد فطر معروف است . اين روز، در واقع «عيد اندر عيد» است و روزه داران پيروزى بزرگ خويش يعنى بازگشتبه خدا را جشن مىگيرند و نامه «بيمه درمانى دائمى» را از درمانگاه الهى دريافت مىدارند .
نتيجه
روزه يكى از ضروريات دين مبين اسلام است كه راز و اسرار فراوانى در آن نهفته و پنهان گشته است . تاكنون بشر توانسته به برخى از اسرار روزه دستيابد كه از جمله آن «روزه درمانى» است . درمان بيماريهاى جسمى، روانى و اثرات زياد در فراروان، از جمله اسرار روزه است .
به هر تقدير ماه رمضان، ماه بهار قرآن، و خود ماه رمضان باغى است كه روزه گل آن باغ است و مؤمنان واقعى و انسانهاى كامل هميشه در اين باغ، به چيدن و ورچين كردن گل الهى مشغول هستند .
ماه رمضان «ماه معجزهها و ماه سوژههاى تربيتى» است . قرائتيك آيه در آن ماه، برابر استبا يك ختم قرآن; خواب و نفس كشيدن در اين ماه عبادت است، شيطانها در اين ماه به غل و زنجيرند; شب قدر در آن، بيش از هزار ماه ارزش دارد; ماه نزول قرآن و ماه خودسازى و تربيت است كه همه اينها معجزهها و سوژههاى اين ماه هستند . انشاء الله، به حق اين ماه، بشريت عموما و شيعيان خصوصا بتوانند عظمت اين ماه را درك كنند و با رو آوردن به آن بتوانند به مقام «روز نفس» دستيابند .
منابع
1 . اركان اسلام ، ص 108
2 . كافى ، ج 4 ، ص 62
3 . نهج البلاغه ، خطبه 192
4 . نهج البلاغه ، حكمت 252
5 . نهج البلاغه ، خطبه 110
6 . وسائل
7 . همان ، ص 4
8 . علل الشرايع ، شيخ صدوق ، بخش روزه

