تبليغاتX



 

گـرچه خسته ام، گـرچه دلشکسته ام، بـاز هـم گشـوده ام درى به روى انتظار تـا بگـویمت، هنـوز هـم به آن صـداى آشنا امیـد بسته ام.

اى تو صاحب زمان! اى تو صاحب زمیـن! دل، جدا ز یاد تو آشیانه اى خـراب وبى صفاست یاد سبز و روح بخـش تـو یاد لطف بـى نهایت خـداست کـوچه باغ سینه ام، اى گل محمدى، به عطر نامت آشناست آنکه در پى تـو نیست، کیست؟ آنکه بـى بهانه تـو زنـده است، در کجاست؟ اى کرامت وجود! باد غربتى که مى وزد به کوچه هاى بى تـو، بـوى مرگ مـى دهـد، ـ بـوى خستگى، فسـردگـى ـ کـوچه ها.....

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388;ساعت 23:14;  توسط خادم الحسین ع;  |