

ای حرمت قبله حاجات ما یاد تو تسبیح و مناجات ما
تاج شهیدان همه عالمی دست علی ، ماه بنی هاشمی
همقدم قافله سالار عشق ساقی عشاق و علمدار عشق
سرور و سالار سپاه حسین داده سر و دست به راه حسین
عم امام و اخ و ابن امام حضرت عباس علیه السلام
ای علم کفر نگون ساخته پرچم اسلام برافراخته
مکتب تو مکتب عشق و صفاست درس الفبای تو صدق و صفاست
شمع شده ، آب شده ، سوخته روح ادب را ، ادب آموخته
آب فرات از ادب توست مات موج زند اشک به چشم فرات
یاد حسین و لب عطشان او وآن لب خشکیده ی طفلان او
ساقی کوثر پدرت مرتضاست کار تو سقایی کرب و بلاست
ای علم افراشته در عالمین اکشف ، یا کاشف کرب الحسین
از کرم و لطف جوابش دهی تشنه اگر آمده آبش دهی
...
دست تو شد دست شه لا فتی خط تو شد خط امان خدا
چهار امامی که تو رادیده اند دست علمگیر تو بوسیده اند
طفل بدی ، مادر والا گهر برد تو را ساحت قدس پدر
چشم خداوند چو دست تو دید بوسه زد و اشک ز چشمش چکید
با لب آغشته به زهر جفا بوسه بر آن دست زده مجتبی
دید چو در کرب و بلا شاه دین
خم شد و بگذاشت سر دیده اش بوسه بزد با لب خشکیده اش
...
گفت به تو گوهر والا نژاد جان برادر به فدای تو باد
شه چو بقربان برادر رود کیست « ریاضی » که فدایت شود

