حضرت فاطمه زهرا(س) فرمودند:
رسول خدا(ص) به من گفت: ای فاطمه! هرکه بر تو صلوات فرستد، خداوند او را بیامرزد و به من، در هر جای بهشت باشم، ملحق گرداند.
پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هرکه بر من و تو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب شود.
فاطمه(س) از پیامبر اکرم(ص) نقل کردهاند که فرمودند: جبرئیل(ع) مرا خبر میدهد: همانا خوشبخت واقعی کسی است که علی(ع) را در زندگیام و پس از مرگم دوست داشته باشد.
بخشی از خطبه زهرا(س):
حضرت زهرا(س) در سخنرانی معروفش در مسجد فرمودند:
خداوند ایمان را برای پاک شدن شما از شِرک قرار داد،
نماز را برای پاک شدن شما از تکبر،
زکات را برای پاک کردن جان و افزونی روزیتان،
روزه را برای محکم شدن تقوای شما،
حج را برای قوت بخشیدن دین و امامت ما را برای در امان ماندن از تفرقه قرار داد.

رسول الله صلى الله عليه و آله فرمودند: «ان الله جعل عليا و زوجته وابناءه حجج على خلقه وهم ابواب العلم فى امتى من اهتدى بهم هدى الى صراط مستقيم; (1)
خداوند متعال على، همسر و فرزندانش را حجت بر مخلوقاتش قرار داده و آنان درهاى علم در ميان امت من هستند . هر كس به وسيله آنان هدايت جويد; به راه راست هدايت يافته است .»
در اين حديث، فاطمه زهرا عليها السلام مانند اميرالمؤمنين عليه السلام و ساير حضرات معصومين باب علم و عامل هدايت مردم شمرده شده است .
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام چنين رسيده است:
«ان فاطمة عليها السلام مكثت بعد رسول الله صلى الله عليه و آله خمسة وسبعين يوما، وكان دخلها حزن شديد على ابيها وكان ياتيها جبرئيل فيحسن عزاءها على ابيها ويطيب نفسها ويخبرها عن ابيها ومكانه ويخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها وكان على يكتب ذلك; (2)

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: هنگامي كه خديجه س با رسول خدا ازدواج
كرد زنان مكه با وي قطع رابطه نمودند، به خانه اش نمي رفتند و سلام و عليك نمي كردند. مراقب بودند كسي به خانه اش رفت و آمد نكند. بانوان اشراف، خديجه را تنها گذاشتند و با او انس و الفت نمي گرفتند، و به همين جهت ناراحت و اندوهناك بود. كم كم با تنهايي خو گرفت. ولي هنگامي كه به فاطمه (عليهاالسلام) آبستن شد از غم تنهايي نجات يافت و با كودكي كه در شكم داشت راز و نياز مي كرد و خوشنود بود.
شهادت دختر سه ساله حضرت اباعبدلله الحسین (ع)
حضرت رقیه (س)
بر همه دلسوختگان اهل بیت (ع) تسلیت باد
--
مجنون شبیه طفل تو شیدا نمی شود
زین پس کسی بقدر تو لیلا نمی شود
درد رقیه تو پدر جان یتیمی است
درد سه ساله تو مداوا نمی شود
شأن نزول رأس تو ویرانه من است
دیگر مگرد شأن تو پیدا نمی شود